به نام خدا
برنامه کلان، سنگ بنای توسعه
به قلم
اسداله امینی
amini@caspyan.ir
در برهه ای از تاریخ قرارداریم که به آن عصر ارتباطات و اطلاعات نام نهاده اند. یکی از ویژگی های بارز این عصر، الگوبرداری سریع از مدل های موفق دیگران در سیاست، اقتصاد، مراودات اجتماعی ، اخلاقیات و... توسط ملت ها، گروه ها و سازمانها و به کارگیری آنها در تدوین برنامه های خود می باشد. جوامع و گرو های یاد شده برای پرهیز از دوباره کاری ها و هزینه های گزافی که معمولا مترتب برآن است، برای پیشرفت امور خود سعی برآن دارند تا با بهره برداری از ره آوردهای دیگران هم هزینه کمتری نمایند و هم راه طولانی تا رسیدن به اهداف خود را کوتاهتر نمایند.
یکی از مهمترین الگوهایی که جهان پیشرفته آن را تجربه کرده است و هزینه آن را نیز پرداخته و نتایج گرانقیمتی از آن به دست آورده است و امروز مجانی در اختیار ماست، الگوی برنامه ریزی کلان و یا به عبارتی برنامه ریزی استراتژیک می باشد. علیرغم اینکه اثرات عمیق این الگو، کاملا مشهود و انکار ناپذیر است، اما بسیاری از کشورهای جهان، از این الگو بهره برداری نکرده اند و در توسعه نیافتگی خود درجا زده و فاصله خود را با کشورهای توسعه یافته صد چندان کرده اند.
هر چند کشور ما نیز سعی دارد از این الگو استفاده نماید و به همین منظور سند چشم انداز 20 ساله خود را سالها پیش از این تدوین کرده و توسط رهبری به قوای سه گانه و دیگر دستگاه های مستقل کشوری ابلاغ شده است اما با نگاهی کارشناسانه به این سند، در خواهیم یافت که هنوز در آغاز راهیم. تدوین برنامه کلان (استراتژیک) خود مدلی دارد که باید آن را رعایت کرد در غیر اینصورت برنامه ناقص و ناکارآمد خواهد بود.
ذیلا اصول برنامه ریزی استراتژیک را با همدیگر مرور کرده و به اقداماتی که برای دستیابی به اهدافی که در افق بیست ساله برنامه نیازاست می پردازیم:
اصول برنامه ریزی کلان(استراتژیک)
در برنامه ریزی کلان، متناسب با نوع سازمانی که در تدارک برنامه ریزی است، عوامل متعددی دخیل اند که ابتدا باید آنها را روی کاغذ آورد و آنگاه اطلاعات جامع و کامل پیرامون آنها را تهیه و پس از تجزیه و تحلیل، برنامه را تدوین نمود. عوامل اصلی در برنامه ریزی توسعه کشوری و منطقه ای، عبارتند از :
1- تعیین چشم انداز
چشم انداز، افقی را ترسیم می کند که مقرر می دارد در زمان خاصی، کجا باید باشیم؟ این زمان معمولا 20 ساله است برخی کشورها بیشتر از بیست سال و حتی تا 50 سال را برای خود معین می کنند. سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران، وضعیت کشور را در سال 1404 چنین تصویر می نماید:
" با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه ریزی شده و مدبرانهء جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، در چشم انداز بیست ساله:
ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین الملل.
جامعه ایرانی در افق این چشم انداز چنین ویژگیهایی خواهد داشت:
توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، و متکی بر اصول اخلاقی و ارزشهای اسلامی، ملی و انقلابی، با تاکید بر: مردم سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادیهای مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسانها و بهره مند از امنیت اجتماعی و قضایی.برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی.امن، مستقل و مقتدر با سازمان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه جانبه و پیوستگی مردم و حکومت.برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تامین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره مند از محیط زیست مطلوب.دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه ی آسیای جنوب غربی( شامل آسیای میانه،قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تاکید بر جنبش نرم افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل. الهام بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردم سالاری دینی، توسعه ی کارآمد، جامعه اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تاثیر گذار بر همگرایی اسلامی و منطقه ای براساس تعالیم اسلامی و اندیشه های امام خمینی(ره).دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.فعال، مسؤلیت پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت مند، برخوردار از وجدان کاری، انضباط، روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن."
2- شناسایی قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها (SWOT)
2-1- شناسایی قوت ها
ما برای رسیدن به اهدافی که در چشم انداز معین کرده ایم، دارای قوت هایی هستیم که مارا در نیل به هدف می تواند یاری کند. پس لازم می نماید حتما آنها را شناسایی کرده و به عنوان دستمایه ای ذیقیمت از آن بهره برداری نماییم. مانند مجهز بودن کشور به دانش روز مانند دانش هسته ای، دانش نانوتکنولوژی، دانش بیوتکنولوژی و یا دارا بودن ذخایر عظیم نفت و گاز و مانند آن.
2-2- شناسایی ضعف ها
در مقابل نقاط قوت، ما دارای ضعف هایی هستیم که اگر آنها را از میان بر نداریم، نیل به هدف را با مشکل مواجه خواهد کرد. ضعف ها عواملی هستند که در اختیار ماست و ما قادر به رفع آنها هستیم . عواملی همچون عدم تفکیک حدود وظایف قوای مقننه و مجریه در عمل. به طور مثال، هم اکنون وظایف نمایندگان مجلس طبق قانون اساسی، عبارتست از قانونگزاری و نظارت بر حسن اجرای قانون ولاغیر، اما بعض نمایندگان محترم عملا در وظایف کارگزاران دولت، تداخل کرده و به اموری می پردازند که در حدود اختیارات قوه مجریه است و این باعث شده است تا بسیاری از مردم نتوانند بین این دو قوه تمایز قایل شوند. بنابراین باید ضعف ها را شناسایی کرده و برای از میان برداشتن آنها برنامه ریزی نماییم.
2-3- شناسایی فرصت ها
فرصت ها موقعیت هایی طلایی و بیشتر خلق الساعه هستند که از حیطه اختیارات ما خارج اند و به سان بارانی است در کویر که به محض فرو باریدن، باید ظرف ها را در زیر آسمان گرفت و از نعمت فرو افتاده پر نمود، در غیر اینصورت با خشونت خشکی کویر باید پنجه درافکند. فرو پاشی شوروی و ظهور کشورهای مستقل جدید، فرصتهایی بوده اند که در بخش اقتصادی، ترکیه به بهترین نحو از آن بهره برد و ما به کمترین بهره از این فرصت، قناعت کردیم!!
2-4- شناسایی تهدیدها
تهدیدها نیز همانند فرصتها از حیطه اختیارات ما خارج اند. اما یک ملت باهوش می تواند تهدید ها را به فرصت تبدیل نماید. مثلا چین تمامی بازارهای دنیا از جمله ایران را تصرف کرده و بسیاری از صنایع ما را با خطر ورشکستگی روبه رو کرده است. اگر هوشیار باشیم این تهدید را می توانیم به فرصتی ارزشمند تبدیل کنیم. یعنی برای مقابله با هجوم چین، اولا به کیفیت توجه نموده و در این بخش سرمایه گذاری کنیم، ثانیا برای تولید محصول ارزانقیمت راه حلهای جدیدی کشف نماییم. در اینصورت توفیق اجباری باعث خلق روشهای نو در صنعت خواهد شد. و یا برخی کشورهای ابرقدرت، دانش هسته ای را در انحصار خود گرفته و مانع از انتشار آن در جهان می شوند، این انحصار برای آنها قدرتی ایجاد کرده و با آن می توانند کشورهایی را که دارای این موقعیت نیستند، تهدید کرده و امتیازاتی از آنها بگیرند. دستیابی ما به این دانش، این تهدید را به فرصتی برای ما تبدیل کزده است تا به اتکای آن بتوانیم از حقوق مشروع خود در صحنه های بین المللی دفاع کنیم.
3- تعیین استراتژی و سیاستها (خط مشی ها)
تصور کنید در نظر دارید برای سیاحت در ایام نوروز 1387، قصد دیدن جاذبه های بی نظیر خدادادی غرب مازندران را دارید و می خواهید از تهران به این منطقه زیبا سفر کنید. برای رفتن به آن مقصد، چهار جاده شوسه از مسیرهای چالوس، رشت،هراز و فیروزکوه، چهار فرودگاه رامسر، نوشهر، ساری و رشت و یک خط آهن از مسیر قائمشهر در اختیار شماست. ترافیک سنگین ایام تعطیلات نوروزی، هزینه هر یک از مسیرها، راحتی و رفاه در سفر، خطرات در مسیر و ... هر یک قوت و ضعف ها و نیز فرصت و تهدیدهایی هستند که شما در پیش روی خود دارید. بنابراین با تجزیه و تحلیل هر یک از ضعف ها و قوت ها، تصمیم می گیرید با هواپیما به مقصد فرودگاه رامسر، عزیمت نمایید. این تصمیم را استراتژی شما برای رسیدن به هدف (غرب مازندران) در افق نوروز سال 1387 گویند. بنابراین پس از تعیین چشم انداز در افق معین شده (هدف غایی)، مانند افق 20 ساله جمهوری اسلامی ایران، با توجه به قوت ها، ضعف ها، فرصتها و تهدیدها، باید استراتژِی و خط مشی های مناسب برای رسیدن به آن هدف را معین نمود.
4- هدف گذاری
پس از تعیین چشم انداز، شناسایی ضعف و قوتها و فرصت و تهدیدها و تعیین استراتژی و سیاستها، شاخص هایی را باید معین نماییم تا هدف غایی که در چشم انداز ترسیم شده است، محقق گردد. این شاخص ها را در برنامه ریزی کلان، هدفگذاری می نامند. برخلاف چشم انداز، که ایدآل و آرمانی و تصویر کننده مدینه فاضله ایست که باید به آن برسیم، هدفگذاری باید به صورت کمی انجام شود و اهداف مشخص شده ضمن قابلیت دستیابی، قابل اندازه گیری نیز باشند تا از یک طرف هر نهاد و سازمانی بداند در طول چه زمانی، با چه وسیله ای، چه اندازه خروجی باید داشته باشد و از طرف دیگر عملکرد هر نهاد در قبال اهداف برنامه در زیر ذره بین قرارگرفته و انحرافات شناسایی شده و به موقع برطرف شوند تا در مسیر دستیابی به هدف وقفه ای ایجاد نشود. برنامه کلان که معمولا 20 ساله است، خود به چهار برنامه 5 ساله تقسیم می شود. در هر مقطع 5 ساله، می بایست به درصدی از اهداف نهایی دسترسی یافت. بار دیگر نگاهی به متن سند چشم انداز بیندازید و به عباراتی همچون ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تامین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده به دور از فقر، محیط زیست مطلوب، دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، بیشتر توجه نمایید. لازم است برای هریک از این عناوین، عددی مشخص کرد که در نظر است در سال 1404 به آن دست یابیم. مثلا باید مشخص کنیم در سال 1404 درآمد سرانه ما چقدر باید باشد؟ فرض کنید می خواهیم به عدد 12000 یورو برسیم و سرانه ما در سال اول برنامه، چیزی در حدود 2000 یورو است. بنابراین برای صعود از 2000 به 12000 برنامه ریزی می کنیم مبنی براینکه در پایان هر برنامه 5 ساله، حدود 57% نسبت به سال اول همان دوره، باید رشد داشته باشیم تا بتوانیم در سال آخر برنامه، به رقم مورد نظر برسیم.
5- تدوین برنامه های اجرایی (ACTION PLANS)
پس از تعیین اهداف کمی و در واپسین بخش از تدوین برنامه کلان، نوبت به تدوین برنامه هایی می رسد تا نیل به اهداف محقق گردد. معمولا برنامه ها به چند فصل کلی تقسیم بندی می شوند، مانند :
- برنامه توسعه فرهنگی
- برنامه توسعه صنعتی
- برنامه توسعه کشاورزی
- برنامه توسعه زیرساختها
- برنامه توسعه گردشگری
- برنامه توسعه خدمات و دولت الکترونیک
پس از تعیین فصول برنامه، برای اجرایی کردن آنها، برای هر برنامه، پروژه هایی باید تعریف و به اجرا درآیند. به طور مثال اگر بخواهیم برنامه کلان را در منطقه غرب مازندران مورد بررسی قرار دهیم، در فصل برنامه توسعه زیرساختها به پروژه هایی مانند:
- پروژه کمربندی دریایی رامسر
- پروژه توسعه فرودگاه رامسر
- پروژه توسعه بندرگاه نوشهر
و در فصل برنامه توسعه گردشگری، به پروژه هایی مانند:
- پروژه احداث هتل 7 ستاره در رامسر
- پروژه مجتمع توریستی سی سنگان
- پروژه تله کابین کلاردشت
و در فصل برنامه توسعه خدمات و دولت الکترونیک، به پروژه هایی مانند:
- پروژه مکانیزه نمودن سازمانها و ادارات دولتی و نهادهای عمومی
- پروژه ایجاد بازارچه های مجازی
و مانند آنها می توان اشاره کرد. درهر پروژه، باید عوامل زیر دقیقا تعریف شوند تا برنامه ها بدون وقفه و کم و کاستی به اجرا درآیند:
- زمان آغاز و پایان پروژه
- سازمان متولی پروژه
- مدیر پروژه
- اعضای تیم اجرایی پروژه
- مشاورین پروژه
- مجموعه فعالیت های پروژه
- هزینه اجرای پروژه
منشاء پیدایش موضوعات پروژه ها
همانگونه که مصالح ساختمانی مانند سنگ، سیمان،آجر،آهن و ... بنای ساختمانها را شکل می دهند، پروژه ها نیز بنیاد برنامه کلان را تشکیل می دهند. ضرورت ندارد همه پروژه ها در هنگام تدوین برنامه، شناسایی و تعریف شوند زیرا خلق موضوع پروژه، نیازمند خلاقیت است و در طول مسیر زمان حادث می شود. مثلا ایده استحصال انرژِی از گازهای طبیعی حاصل از آبگرم های معدنی رامسر، یک نوآوری و خلاقیت است که در ذهن ایده دهنده خطور کرده است. بنابراین هر زمان ایده جدیدی متولد شود باید تصمیم گیرندگان، آن را بررسی کرده و در صورت اثر بخشی آن بر برنامه کلان، در قالب پروژه درون یکی از فصول برنامه، آن را جاسازی نمایند.
سازو کارهای مشارکت عمومی در توسعه منطقه ای و کشوری
از آنجاییکه زایش ایده های جدید، نیازمند خلاقیت است و این خلاقیت، در هر شخصی اتفاق نمی افتد، باید تدبیری اندیشید تا همه آحاد ملت در اکمال برنامه، مشارکت نمایند. بدین منظور، ایجاد سازو کاری که بتوان به وسیله آن همه ایده ها را شناسایی کرد، ضرورت دارد.
مؤسسه عمران و توسعه غرب مازندران به عنوان یک تشکل مردمی غیردولتی (NGO)، افتخار دارد به عنوان بازویی توانا برای سازمانهای دولتی و عمومی، در خدمت مردم منطقه غرب مازندران باشد. این مؤسسه ایجاد سایت کاسپین را یکی از این سازوکارها تشخیص داده و در این اندیشه است تا از این طریق با جمع آوری بخشی از ایده های شهروندان محترم غرب مازندران و سایر هم میهنان عزیز ساکن در اقصی نقاط عالم، و انتقال آن به مسؤلین محلی، در عمران و توسعه منطقه همکاری نزدیک نماید. همچنین این مؤسسه به مدیران عالی شهرهای منطقه غرب مازندران تدوین " برنامه جامع توسعه و عمران غرب مازندران" را توصیه می نماید و خود آمادگی دارد در این حرکت ملی – منطقه ای، مشارکت فعال و نزدیک داشته باشد.