باسمه تعالي
اندر حكايت استاني شدن؟!!
پيگيريهاي اخير و جديت در جهت تحقق امر استاني شدن غرب مازندران و شرق گيلان حاكي از آنست كه مردم شريف اين مناطق از دير زمان يعني از سال 1358 با ارسال نامه به دنبال استقلال محال ثلاث تنكابن (رويان تا رودسر) بودهاند و پس از آن نيز گهي تند و گهي خسته، جدي و غيرجدي، نداي بحق انفكاك از مازندران و گيلان را سردادهاند.
اما تلاشها و پيگيريها به جهاتي به نتيجه نرسيده است. غور و بررسي كه در اين دوره جديد انجام گرفت، بيانگر آنست كه در هر دوره يعني طي 27 سال گذشته، جمعي كه دغدغه توسعه وآباداني اين مناطق را داشته و مسئله ايجاد استان را دنبال كردهاند، متأسفانه هر بار به شكلي از ادامه پيگيريها باز ماندهاند.
بررسيها نشان ميدهد عمده مشكل علاوه بر تهديدها، اتهامها، وعده و وعيدها و .... اين بوده است كه:
1- مردم و افراد پيگير را سرگرم انتخاب نام استان نمودهاند.
2- مردم و افراد پيگير را مشغول تعيين مركزيت استان جديد كردهاند.
3- مردم و افراد پيگير را سرگرم تعيين موقعيت منطقهاي و جغرافيايي يعني از كجا تا كجا نمودهاند.
و همه اينها حربههايي بوده كه تاكنون مردم شريف اين مناطق موفق نشدهاند به هدف اصلي كه تأسيس استان جديد بوده، دست يابند. خوشبختانه با شروع ميمون و مبارك حركت جديد در بحث استقلال غرب مازندران و شرق گيلان شاهد همراهي، همدلي، هماهنگي قابل توجهي هستيم و انشاءالله برآنيم كه با تشكيل ستاد پيگيري استان جديد در همه شهرستانهاي مربوط و بدنبال آن تشكيل ستاد مركزي پيگيري استان جديد گامي جدي و اساسي در جهت تحقق خواست ديرينه، بجا و منطقي مردم شريف، ارزشمند و با فرهنگ اين ديار برداريم. به اميد آن روز.
باسمه تعالي
اندر حكايت استاني شدن (2)؟!!
استاني شدن غرب مازندران، مسئلهاي كه بيست و هفت سال پيش طرح گرديده و تاكنون به نتيجه نرسيده و در واقع مسئله حل نشده است. در مقاله قبلي چند مورد مهم را كه علت اساسي حل نشدن مسئله ميدانستيم، طرح كرديم ليكن در ادامه روند پيگيريها و كنكاش پيرامون آسيبهاي آن، موارد ديگري رخ نموده كه لازم ديدم، طي چند شماره بيان كنم. اما در اين شماره يكي از موارد مهم و اساسيتر را تقديم ميكنم.
يكي از مسائلي كه حركتهاي ميمون و مبارك گذشته را در ارتباط با پيگيريهاي استاني شدن غرب مازندران، متوقف ميكرد اين بود كه:
ـ چرا اين گروه، چرا اين افراد كار را دنبال ميكنند؟
ـ چرا كار بايد به نام آنان تمام شود؟
و چراهاي ديگر .....
اما اين بار مصمم هستيم كه ضمن گراميداشت حركتهاي آغازين و همه حركتهاي پس از آن، كليه افرادي كه به قلم، به قدم و يا به زبان در طرح موضوع و پيگيريهاي بعدي نقش داشتهاند، سهيم دانسته و حركتهاي جديد را كه آغاز گرديده به شايستگي به انجام برسانيم.
بيشك همه حركتها، تلاشها، قدمها، قلمها به حساب ميآيند و مأجور خواهند بود. انشاءا... مسئله استاني شدن به نام همه مردم شريف ثبت خواهد شد و تأكيد ميشود كه پس از اعلام استاني شدن اين مناطق «عزم ملي» جهت توسعه و عمران و آبادي را طلب ميكنيم.
فلذا از همه تقاضا ميشود هرچه در توان دارند، گامي پيش بگذارند تا مرحله استاني شدن و گامي ديگر تا راه توسعه و آباداني را هرچه بهتر و بيشتر دنبال كنيم.
مسلماً «عزم و اراده ملي» ميتواند در جهت تحقق مرحله استاني شدن و به دنبال آن رشد و تعالي مناطق تأثير شگرفي داشته باشد. پس همه بايد در اين امر مهم و اساسي «استاني شدن غرب مازندران» سهيم باشيم و به نام همه آن را به ثبت برسانيم و هرگونه زمزمه شوم و ناميمون در اين ارتباط را در مرحله آغازين خنثي نماييم. تأكيد ميشود در ارتباط با مسئله استاني شدن غرب مازندران همه آحاد ملت به طرق مختلف در گذشته، حال، آينده سهيم بوده و خواهند بود. انشاءا...
بنيهاشميان دبير ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
بسمه تعالي
اندر حكايت استاني شدن(3)؟!!
كار را بزرگ ديدن، غيرممكن دانستن، قدم بر نداشتن و يأس و نوميدي داشتن، آدمي را از انجام كار بازميدارد.
اگر بنا باشد براي انجام هر كاري همه چيز را در اختيار داشته باشيم و همه شرايط فراهم باشد، شايد هرگز اتفاقي نيفتد و كاري به نتيجه نرسد.
لازم و ضروري است وقتي مسئلهاي شناخته شد و پيرامون آن غور و بررسي انجام گرفت و سپس آن كار مفيد تشخيص داده شد. بايد يأس و نوميدي را كنار گذاشت و با توكل به حضرت حق و ارادهاي آهنين از فرصتها استفاده نموده و بكوشيم تا تصميمهاي خود را اجرايي نماييم.
بيشك براي انجام هر كاري بايد عزم و اراده داشت و گام برداشت.
من معتقدم انسان براي پيشرفت و تحقق آرمانها و اهداف مقدسش بايد حركت كند و در هر حركتي، اعتماد به نفس داشته باشد و به خود بقبولاند كه توانايي انجام آن كار را دارد.
بيست و هفت سال پيش حركتي براي استاني شدن غرب مازندران آغاز شد و به دنبال آن نيز هر از چند گاهي، حركتي ديگر شكل گرفت اما عليرغم اينكه حركتها پسنديده، اصولي، بزرگ و ملي منطقهاي بود به جهاتي از جمله اينكه ابزار و امكانات لازم در دست نيست و كاري غيرممكن ميباشد، متوقف و به سرانجام نرسيد.
الحمدالله در حركت جديد، بناست كليه فرصتها مغتنم شمرده شود و ضمن ستايش حركتها و تلاشهاي پيشين از تمامي استعدادها، توانها و پتانسيل موجود بهرهگيري گردد و با همتي والا يأس و نوميدي را كنار گذاشته و آرزوي ديرينه ملي مردم شريف كه استاني شدن غرب مازندران ميباشد را به نتيجه رساند.
به اميد آنروز
بنيهاشميان ـ دبير ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
بسمه تعالي
اندر حكايت استاني شدن (4)؟!!
برخي از موارد و دلايل ناكامي مردم شريف غرب استان مازندران را در ارتباط با تأسيس استان جديد در شمارههاي پيشين بر شمردم.
متأسفانه دلايل عديدهاي باعث گرديده تا عليرغم زمينههاي مساعد فكري و مايههاي غني فرهنگي و امكانات مادي، خواسته بحق مردم تحقق نيابد. در اين شماره ريشه اصلي «ناكاميها» را كه در مديريت جريان ميدانم، پي ميگيرم.
از زماني كه انسان زندگي اجتماعي خويش را در كره خاكي شروع كرد مدير و مديريت بحث جدي و اساسي زندگي او گرديد و در نهاد زندگاني آن روز انسان جايگاهي اساسي را به خود اختصاص داد. از آن پس مديريت از ضروريات زندگي اجتماعي انسان به شمار ميآيد.
مديريت در امور زندگي انسان از هر نوعي كه باشد از مديريت و رهبري يك امت و ملت گرفته تا كوچكترين نهاد اجتماعي يعني خانه لازم و ضروري است.
پيامبر گرامي اسلام(ص) ميفرمايد: هرگاه در مسافرت تعداد مسافران به سه نفر رسيده بايد يكي از آنها را به مديريت گروه برگزينند.
مطالعه تاريخ گذشتگان ما را به نقش و تأثير مديريت در رشد و تعالي يا سقوط ملتها واقف ميگرداند. همواره ملتهايي بودهاند كه بخاطر نداشتن مديريت به انحطاط كشيده شدند و در مقابل ملتهايي نيز بودند كه به جهت مديريت مؤثر بزرگترين افتخارات را بدست آوردند. كار بزرگ و ارزشمند تحقق خواستههاي بجا و منطقي مردم شريف غرب مازندران يعني «تأسيس استان جديد» بدون «مديريت مؤثر» به نتيجه نخواهد رسيد.
اين وضعيتي كه تاكنون دنبال شد، فقط معجزهاي ميتوانست، اتفاق بيفتد و به تأسيس استان جديد بيانجامد.
ببينيد تأسيس استان در قزوين علاوه بر حركتهاي مردمي، مديون تلاشها و زحمات ارزشمند امام جمعه محترم قزوين حاج آقا باريكبين ميباشد.
تأسيس استان در گلستان پيگيريهاي مؤثر حضرت آيتا.. نورمفيدي را به همراه داشت تأسيس استان قم به دستور مقام معظم رهبري حضرت آيتا.. العظمي خامنهاي انجام گرفت.
فلذا تأسيس استان جديد در اين مناطق به جهت فقدان نمايندگي محترم ولي فقيه در غرب مازندران به طور مستقل و از طرفي ديگر وابستگي اين ديار به استان فعلي مازندران از جهت مديريت كلان و عدم حضور نخبگان اين مناطق در تصميمگيريهاي استان طلب ميكند، تلاشها و پيگيريهاي مضاعف از طرف مردم شريف و نهادهاي مردمي صورت گيرد و با «مديريتي مؤثر» به سرانجام برسد. انشاءا...
بسمه تعالي
مسئله استاني غرب مازندران و شرق گيلان در گرو عدالت محوري
يكي از مسايل اجتماعي كه به دلايل مختلف از جمله عدم رشد اقتصادي، سياسي، اجتماعي و ... به جهت عدم مديريت كارا و مؤثر در غرب مازندران و شرق گيلان دنبال ميشود، «مسئله استاني شدن» است.
اين مسئله اجتماعي از سال 58 مطرح گرديده و پس از فراز و فرود فراواني داشته است. البته امروزه به صورت يكي از مسائل ملي و عمومي درآمده است. متأسفانه اين مسئله از جانب مسئولين امر عليرغم اينكه قول مساعد مقام معظم رهبري در زمان تصدي رياست جمهوري و وعده جناب آقاي ناطقنوري در زمان تصدي وزارت كشور را به دنبال داشته است، مورد توجه مجلس شوراي اسلامي و دولت قرار نگرفته است. حداقل انتظار اين بوده، مسئله استاني شدن به عنوان حقي كه مردم از حاكمان دارند، مورد عنايت قرار ميگرفت و خواسته بحق مردم تحقق مييافت. خوشبختانه ما در كشوري زندگي ميكنيم كه مفتخر است مروج دين اسلام است و دين رسمي آن نيز اسلام ميباشد و مكلف است براساس قوانين اسلام، عمل كند. اسلام عزيز ديني است كه به مسايل مختلف مورد نياز بشري به نحوه مطلوب پرداخته است. اسلام دين كاملي است و به همه مسايل توجه دارد. مسايل اجتماعي، سياسي، عبادي، اخلاقي و ... بطور دقيق مورد توجه اسلام قرار گرفته است. دين اسلام به عبادت، به جهاد، به دستورات اجتماعي و ... اهميت زيادي قايل است. در يكجا به رابطه خداوند فرمان ميدهد و در جاي ديگر به رابطه با جامعه و افراد آن ميپردازد و همواره توصيه و سفارش ميكند كه اي انسان رابطه امت را با خدا و جامعه برقرار كن!
اگر در مسايل عبادي نماز را برجسته ميبيند، در مسايل اجتماعي عدالت و رعايت حقوق ديگران را سفارش ميكند. استاد شهيد مطهري ميگويد: «در مسايل اجتماعي، آن اصلي كه «مادر» همه اصلهاست، عدالت است. عدالت يعني رعايت حقوق افراد ديگر». شايد به نظر برسد در جامعهمان براي عدالت و حقوق افراد از جنبه نظري مشكلي وجود نداشته باشد ليكن بايد بپذيريم كه از جنبه اجرايي و عملي مشكلات فراواني پيش رو داريم. پشتوانه اجراي عدالت در جامعه ما بسيار ضعيف است و ضعف ايماني مانع اجراي عدالت در بسياري از موارد ميگردد. بيشك اگر مسئولين امر مناطق غرب مازندران و شرق گيلان به خواست مردم توجه جدي مينمودند و آن را به مسئولين كلان مملكتي منعكس ميكردند، اين مناطق قبل از استان قم، قزوين و خراسان و ... به استان تبديل شده بود. چگونه ممكن است خواسته به حق مردم غرب مازندران و شرق گيلان آنچنان ناديده گرفته شود كه مديري از مديران ستادي به خود اجازه دهد به دستاندركاران مطبوعاتي استان توصيه نمايد كه از درج خواسته مردم غرب مازندران در ارتباط با استاني شدن خودداري كنند و مشوقي نيز در مناسبات بعدي تضمين مينمايد. يا اينكه مديري بدون فكر و بررسي پس از شنيدن چنين مطالبي عنوان كند كه گروهي ميخواهند، مطالبات مردمي، از دولت را افزايش دهند و ديگري نيز بدون فهم خواسته مردم، آنرا صرفاً سياسي قلمداد كند.
مسلماً اين افراد شيوه و روش افراد با ايمان را پي نگرفتهاند و توصيه ميشود مديران در شيوهشان تجديدنظر كنند و آنهم در گرو شناخت درشت از حضرت حق، انسان و مسايل مورد نياز آن در ابعاد مختلف ميسر است.
براستي اگر امر گراني بعنوان يك مسئله و معضل در جامعه امروز واقعيت دارد، مسئله و خواسته اجتماعي مردم غرب مازندران و شرق گيلان يعني تقاضاي «تأسيس استان جديد» نيز يك واقعيت است. اينكه همه بر اين عقيدهاند كه در سفر رياست جمهوري به مازندران صرفاً تنها خواسته خود را يعني استاني شدن غرب مازندران و شرق گيلان را عنوان نمايند واقعيتي است كه فراگير شده است. اميدواريم كه كارگزاران نظام مقدس جمهوري اسلامي كه با شعار عدالت محوري و مهرورزي بر سركار آمدهاند و در بعد نظري هم، تعاريفي براي شعار چهارگانه ارايه دادهاند، انشاءا... در بعد اجرايي نيز ثابت كنند كه در چهارچوب شعارهاي چهارگانه عمل ميكنند.
مردم غرب مازندران و شرق گيلان در انتظار تحقق شعار عدالت محوري، دولت جديد ميباشند و براي سفر رياست جمهوري و دريافت هديه ايشان يعني «ايجاد استان جديد» لحظهشماري ميكنند.
بنيهاشميان دبير ستاد پيگيري استان جديد
بسمه تعالي
توسعه و آباداني غرب مازندران چگونه امكانپذير است؟
ـ غرب مازندران از مناطق توسعهنيافته استان مازندران است و با روندي كه در پيش روي داريم، امكان اينكه رنگ و بوي توسعه را تجربه كند، محال است.
ـ هفتهنامه پيك خزر شماره 499 مورخ 17 مرداد ماه 85 مصاحبه آقاي شفقت استاندار مازندران با پيك خزر را در صفحه اول تيتر نموده است.
ـ مسلماً اين حرف و سخن به مذاق هيچ غرب مازندراني خوش نميآيد و واقعيت تلخي است كه حكايت از عقبماندگي اين ديار از روند رشد و شكوفايي دارد و دورنما را نيز بد جلوه ميدهد.
ـ چگونه ممكن است از ميان 5 پروژه مهم: پالايشگاه نفت، صنايع پتروشيمي، خودروسازي، فولاد و سيمان مازندران، حتي يك پروژه به غرب كه حدود 3/1 جمعيت استان را در خود جاي داده است، اختصاص نيابد و اينست عقبماندگي غرب مازندران كه مردم به فرياد آمدهاند!!
ـ عيب عقبماندگي غرب مازندران فقط اين نيست كه رفاه اجتماعي مردم را به مخاطره مياندازد، بلكه سلطه، سلطهداران را نيز نويد ميدهد.
سلطه مركزنشينان يا نواحي نزديك كه عمده مديريتها و مسئوليتها و كل ادارات در يد و قدرت آنان بوده، ضمن اينكه موجب عقبماندگي غرب مازندران گرديد، متأسفانه اين سلطه چشمانداز آينده را نيز تيره و تار كرده است.
ـ سلطهداران بر استان مازندران، همواره مشكلات و نارساييهاي مركز و جوار نزديك را برجسته نموده و معضلات و گرفتاريهاي غرب مازندران را ناديده انگاشته يا كمتر ديدهاند.
ـ ببيند زماني مشكل زباله بابل آنچنان برجسته ميشود كه گويا مشكل كل استان است و گاهي نيز مشكل مركز(ساري) دقيقاً به هنگام برنامهريزي در بودجه استاني و فصل تصميمگيري نهايي در مورد بودجه و اعتبارات به جا مانده در پايان سال مالي آنچنان برجسته ميشود كه همه را بر آن ميدارد آستين بالا زده و در جهت رفع مشكل برآيند و اما دريغ از ديدن مشكلات غرب مازندران و برجسته نمودن آنان. واقعاً چگونه ممكن است طرحهاي عمراني غرب مازندران به بوته فراموشي سپرده شود و بطور نمونه كمربندي تنكابن بيش از 20 سال به سرانجام نرسد؟!!
اگر نگاهي گذرا به شرق مازندران سابق يعني گرگان بيندازيم آنان نيز مشكل مشابه غرب مازندران داشتهاند و قبل از استقلال و تشكيل استان گلستان آنان نيز به سبب سلطه مركز استان از فاكتورهاي رشد و توسعه بيبهره يا كمبهره بوده و از عقبماندگي و نداشتن رفاه اجتماعي در رنج بودند. اما امروزه به سبب استقلال يكي پس از ديگري مراحل ترقي را طي نموده و شادمان از پيشرفت و توسعهاند.
بيشك استانهايي چون قزوين، قم، اردبيل، خراسان شمالي و جنوبي نيز پس از تفكيك شدن از استان قبلي و استقلال روند رشد و تعالي را تجربه نموده و به وضعيت بسيار متفاوتي دست يافتهاند.
غرب مازندران به جهت دوري از مركز و سختي رفتوآمد مردم و مسئولين و عدم ارتباط در حد متعارف نميتوانند به حق و حقوقشان دست يابند. معمولاً گريه و فرياد غرب مازندران به گوش مركزنشينان نميرسد. البته اگر بپذيريم:
«تا نگريد طفل كي نوشد لبن»
نبايد كتمان كرد كه مردم و مسئولين بابل، آمل، قائمشهر و بهشهر راحتتر ميتوانند با مركز استان تماس بگيرند يا حضور يابند و حق و حقوقشان را مطالبه كنند.
ـ اگر مشكل استانهاي قزوين، گلستان، اردبيل، خراسان جنوبي و شمالي و ....
با استقلال و تشكيل استان جديد، چاره گرديد،معضل غرب مازندران نيز فقط و فقط در سايه استقلال و تأسيس استان جديد حل خواهد شد.
مسلماً غرب مازندران پس از استقلال از سلطه مركز رهايي يافته و در سايه قدرت جديد براحتي ميتوان با مديران ارتباط برقرار كرد و مسائل و مشكلات را منعكس نمود و همگام و همراه نردبان ترقي را پيمود.
مردم غرب مازندران مصمماند، طلسم توسعهنيافتگي را بشكنند و با جرأت بر توسعهنيافتگي چيره شوند و نكبت توسعهنيافتگي و سلطهگري را از غرب بزدايند و با خواست و اراده و برنامهريزي و جسارت توسعه و آباداني غرب مازندران را رقم زنند.
يا علي مدد
بني هاشميان دبير پيگيري استان جديد در غرب مازندران
بسمه تعالي
تحقق رشد و توسعه غرب مازندران در گرو تأسيس استان جديد است
ـ وضعيت امروزين ايران اسلامي بسيار متفاوت از گذشته ميباشد. اگر كمي به عقب برگرديم يعني 27 سال پيش، ايران كشوري بود: وابسته، عقبمانده و آسيبپذير در مقابل تهاجم فرهنگي و نظامي كشورهاي پيشرفته، بيتوجه به مغزها و انديشهها، ناتوان و ضعيف در مديريتها و نهايتاً مغلوب قدرتها.
ـ پيروزي انقلاب اسلامي با شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي بويژه تجربه موفق جنگ تحميلي وضعيت را به واقع دگرگون نموده است و ميرود كه از مرز توسعه نيافتگي عبور كند و در مسير توسعه عليرغم ميل قدرتها قرار گيرد.
ـ ايران اسلامي تقريباً مشابه همان كاري را ميكند كه كشورهايي چون هندوستان، آرژانتين، كره جنوبي، ... دنبال نمودهاند. اين كشورها با توجه به استقلال، رشد و توسعه را تجربه ميكنند و در مقابل هجمه كشورهاي قدرتمند جهان حرفي براي گفتن دارند و امكان ندارد مغلوب قدرتها شوند. اما در مقابل كشورهايي چون افغانستان، عراق و ... براحتي در برابر تهاجم قدرت تسليم ميشوند.
ـ كشورهايي مانند كره جنوبي، برزيل، آرژانتين و هندوستان پس از استقلال و رهايي از سلطه قدرتها بهتر از ديگران توانستهاند از امكانات بالقوه انساني و طبيعي خود براي رفع مايحتاج و ايجاد رفاه مطلوب جامعه خود استفاده كنند و امروزه سربلند و سرافراز به سمت ترقي و تعالي گام بردارند و به هيچ وجه منالوجوه مقهور قدرتها نخواهند شد.
ـ بايد بپذيريم كه رشد و توسعه ممكن است ليكن در گرو استقلال و رفع موانع موجود بدست ميآيد.
ـ اگر بر من خرده نگيريد و در مثل مناقشه نكنيد ميخواهم بگويم مثل ما مردمان غرب مازندران تقريباً مشابه كشورهاي عقبمانده و استقلاليافته و در حال توسعه جهان امروز و حتي استانهاي تازه تأسيس كشورمان پس از پيروزي انقلاب اسلامي ميباشد.
ـ ببينيد استانهاي تازه تأسيس در كشورمان نيز صرفاً پس از استقلال توانستهاند، توسعه يابند. 12 استان ايجاد شده پس از استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي عليرغم بهرهمندي از امكانات بالقوه انساني يعني جمعيت زياد و مستعد، وسعت زياد، طبيعت متنوع، ذخاير زيرزميني و روزميني فراوان و فرهنگ ريشهدار صرفاً به جهت عدم استقلال و سلطه در گذشته نتوانستند يا كمتر توانستهاند از امكانات موجود براي رفع نيازها و خواستهها و احتياجات جامعه بهرهمند گردند و معمولاً در تمامي زمينه ها از جمله توليد، تأمين نيازهاي اوليه نظير مواد غذايي، مسكن، بهداشت و ... ناتوان بوده و در زمينههاي آموزشي همواره از كمبود رنج ميبردند و در مقابل بلاياي طبيعي به جهت دوري از مركز و نبود وسايل امدادي پيشرفته و تجميع يافته در مركز استان بسيار آسيبپذير بوده و بيشترين آمار بيكاري را نيز به خود اختصاص ميدادند و دقيقاً پس از استقلال و رفع موانع موجود توانستهاند وضعيتي متفاوت از گذشته داشته باشند و فاكتورهاي رشد و توسعه را يكي پس از ديگري دنبال كنند.
ـ وضعيت امروزين همه استانهاي ايجاد شده پس از انقلاب اسلامي كه حدوداً 12 استان ميباشد با گذشته قابل مقايسه نيست و با برنامههاي مدون از سرمايههايي چون جمعيت، وسعت، منابع و امكانات و خلاصه اينكه از استعداد لازم بهتر از گذشته بهره گرفته و به سمت آباداني پيش ميروند.
ـ آري غرب مازندران به جهت عدم استقلال و موانع فراوان از جمله سلطه مركزنشينان نتوانسته است از استعداد لازم بالقوه انساني و طبيعي استفاده نمايد.
آنچه جاي نگراني است، اينست كه استعداد، ثروت ثابتي نيست كه در يك جا ثابت بماند و هر زماني كه اراده كرديم از آن استفاده نماييم. استعداد توانايي بالقوهاي است كه اگر راه بروز آنها مشخص شود كاراتر و اگر مشخص نشود ضعيف و ناكارا و حتي موانعي براي كارايي جامعه ميگردد.
ـ غرب مازندران از نقاطي است كه عليرغم وجود استعداد لازم در مقايسه با برخي استانهاي تازه تأسيس نه تنها از استعداد لازم بهره نبرد بلكه به جهت مديريتهاي ناصحيح از امكانات و استعداد غرب در جاهاي ديگر استفاده شده است.
ـ غرب مازندران از طرفي دير زماني استقلال را زمزمه نموده و مركزنشينان تجربه تلخ جدايي گلستان را داشتهاند و از طرفي هم حجب و حياي بيش از حد مردمان غرب مازندران مزيد برعلت گرديده وهمچنان محروم از رشد و توسعه و محكوم به عقبماندگي مي باشد.
ـ خوشبختانه در دوره جديد، ميرود كه نداي بپا خواسته مردمان غرب مازندران با جديت دنبال گرديده تا به سرانجام برسد. الحمدا... در حركت جديد تمامي نامههاي فردي و جمعي، مصاحبهها، پيگيريها در حال جمعآوري و ساماندهي ميباشد و به مراجع قانوني تقديم ميگردد. تأكيد ميشود مردم فهيم و بافرهنگ غرب مازندران ديگر نگران عدم تحقق اين امر نباشند. عدم همراهي مسئولين شهرستاني و استاني را ناديده انگاشته و انتظار و توقع همراهي را نيز نداشته باشند. الحمدا... قانون اساسي تكليف اين امر را مشخص نموده و موافقت و عدم موافقت در اين خصوص را به مجلس شوراي اسلامي و هيأت محترم دولت واگذار نموده و براي مقامات شهرستاني و استاني جايگاهي براي موافقت و مخالفت قايل نشده است. پس بشتاب براي استقلال كه مساوي است با رشد و توسعه.
بني هاشميان
دبيرستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
بسمه تعالي
شتاب گرفتن رشد و توسعه غرب مازندران در گرو تأسيس استاني جديد است!!
ـ غرب مازندران (رويان ـ رودسر) محال ثلاث تنكابن در گذشته از جهات مختلف نامي در كشور پهناور ايران عزيز داشته و اساساً به حساب ميآمده است.
ـ الحمدالله داراي فرهنگ و تمدن كهن بوده و در عرصههاي علمي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي درخشش داشته و نامآوراني را در خود پرورش داده و به ايران عزيز تقديم نموده است.
ـ غرب مازندران در طول دوران انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي نيز گوش به فرمان حضرت امام خميني(ره) و همگام با مردم شريف ايران اسلامي با انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي همراهي داشته و خدمات ارزندهاي را ارائه نموده است.
ـ از برپايي راهپيمايي و تظاهرات تا مرحله پيروزي و پس از آن، شركت در جبهههاي حق عليه باطل، كمكرساني، بازسازي و سازندگي كشور و اساساً حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي گامهاي مؤثري برداشته و همچنان مصمم و سرافراز گوش به فرمان مقام معظم رهبري آماده فداكاري در صحنههاي موردنياز ميباشد.
ـ غرب مازندران قابليتهاي فراواني به جهت جمعيت، وسعت خاك، جنگل، دريا، كوه، كشاورزي، چايكاري، مناطق گردشگري، پرورش گل و گياه و ... دارد كه وصفناشدني است اما متأسفانه با توجه به قابليتهاي فراوان از رشد و توسعه به جهت مديريتهاي ناصحيح بيبهره مانده و نتوانسته است فاكتورهاي رشد و توسعه را به نحوي كه شايسته مردمان شريف اين ديار است، پشت سر بگذارد. اگر بناست كه رشد و توسعه و آباداني غرب مازندران را شاهد باشيم بايد تمامي هم و غم خود را در جهت تأسيس استان جديد مصروف داشته و از تمامي پتانسيل موجود در اين ارتباط بهره بگيريم.
ـ ائمه محترم جمعه، جماعات، نمايندگان مجلس، شوراهاي اسلامي شهر و روستا، اهل علم و قلم، بازاريان، ورزشكاران، هنرمندان، اصحاب مطبوعات و ...
بايد عزم را جزم نموده و با توان مضاعف در جهت رساندن نداي بر حق مردم غرب مازندران به گوش مسئولان مملكتي با كوششي هرچه تمامتر در جهت شتاب بخشيدن به رشد، توسعه و آباداني اين مناطق با «ايجاد استاني جديد» گام بردارند.
به اميد آن روز
بني هاشميان ـ دبير پيگيري استان جديد در غرب مازندران
بسمه تعالي
از واقعيتها فرار نكنيم!!
«وزير محترم كشور بخوانند»
ـ جهاني كه در آن زندگي ميكنيم، جهان واقعي است و به جهاني كه رجعت مينماييم نيز واقعي است. جهان واقعي (دنيا و آخرت) محشون از واقعيات است و تاريخ زندگي بشر كه بخش مهم و اساسي جهان واقعي است نيز واقعيات فراواني دارد.
واقعيات تلخ و شيرين، زشت و زيبا، طبيعي و غيرطبيعي و ... در زندگيمان الا ماشاءالله فراوانند.
ـ اينكه سيلي ميآيد و تر و خشك نميپرسد.
ـ زلزلهاي اتفاق ميافتد و خسارات مالي و جاني فراواني به بار ميآورد.
ـ جنگي در ميگيرد و آوارهگي و ويراني غيرقابل جبران ايجاد ميكند.
و اينكه: خداپرستي، تقوا، پرهيزگاري، صفا و صميميت، درستي و نادرستي و خدمتگزاري در جامعه بروز و ظهور دارد، واقعيتهاي زندگي بشريت هستند و در مقابل نيز گاهي گراني، فقر، دنياداري، نيرنگ و غدر، مقامپرستي، چاپلوسي، نفاق، دوز و كلك، كنار گذاشتن بزرگان و اهل خرد و بزرگداشت پَستان و فرومايگان واقعيت زندگي برخي از آدميان از خدا بيخبر ميشود.
ـ آري انسانهاي در جريان زندگي با واقعيت زيادي روبرويند و اين سير زندگي ماست. زلزله، سيل، جنگ، گراني، التهابات سياسي، اجتماعي، جابهجايي قدرتها و .... از مصاديق بارز واقعيتهاي جامعه هستند. مهم اينست كه انسانها قدرت مواجهه با واقعيتها را داشته باشند و با تلنگري خود را نبازند و عرصه زندگي را رها نكنند و همواره در صحنه زندگي حضور فعال داشته باشند. بديهي است در واقعيتهاي اجتماعي و سياسي، عمده مسئوليت به عهده دولتمردان و حاكمان است. آنان موظفاند با لحاظ واقعيتهاي موجود به چارهجويي بپردازند. دولتمردان بايد دين و دنياي مردم را سامان دهند.
هدايتگري مردم كار بسيار مهم و وظيفهاي سنگين و دشوار است. تدبير و مديريت جهات مختلف زندگي بشر منوط به آگاهي و هوشياري، برنامهريزي و هدفمندي حاكمان است و نتيجه بيتدبيري و عدم مديريت، روبرو شدن با شلاق افكار عمومي خواهد بود.
براستي يكي از واقعيتهاي زندگي مردمان غرب مازندران و تأسيس استان جديد در اين ديار است كه ضرورت دارد، دولتمردان آن را پذيرا باشند نه اينكه از طرح آن ناراحت شوند و از آن فرار كنند. مسلماً كتمان واقعيتها، اقتدار آنان را خدشه دار ميكند.
ـ دولتمردان بايد بدانند افكار عمومي، اراده و نظر خودش را سالهاست اعلان نموده و هيچ عذر و بهانهاي را نميپذيرد.
بواقع ناديده انگاشتن خواسته و مطالبه به حق مردمان غرب مازندران نوعي فرار از واقعيت تلقي گرديده و كار درستي نيست و در انتخابات اتفاق 180 درجهاي و متفاوت از تصور آقايان رخ خواهد داد. اميد است انشاءالله با احترام به افكار عمومي مردمان فهيم و ارزشي غرب مازندران شاهد توجه واقعي و جدي دولتمردان به مطالبه ديرينه و به حق مردم يعني استاني شدن غرب مازندران و قرار دادن آن در دستور كار مجلس شوراي اسلامي و هيأت محترم دولت نهم باشيم.
بنيهاشميان
دبير ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
آبان 85
بسمه تعالي
ايجاد استان جديد در غرب مازندران حقي كه بايد مطالبه كرد!!
ـ همايش ايجاد استان جديد در غرب مازندران در فضايي پرشور و بيسابقه در مجتمع رشد تنكابن در تاريخ 5/2/85 و 20/8/85 با حضور جمعي از فرهيختگان و علاقمندان از رويان تا رامسر برگزار شد.
چنين فضايي در كمتر همايشي مشاهده ميگردد.
ـ استقبال بينظير از اين مراسم نكته مهمي را بدنبال دارد و آن بازشناسي جايگاه واقعي مردم در عرصههاي اجتماعي و قدرت حضور مردم است.
ـ ستاد پيگيري استان جديد به آن افتخار ميكند.
حضور پرشور مدعوين در همايش با انگيزه استقلالطلبي و توسعهخواهي نشان از پيروزي و تحقق آرمانها و اهداف اجتماعي است.
ـ از اينكه توانستيم قدرت واقعي مردم را به نمايش بگذاريم، آنرا يك گام به جلو تلقي نموده و ارج مينهيم.
ـ ياد گرفتيم كه تنها راه پيشبرد ارزشها و هنجارهاي اجتماعي و خواستههاي منطقي شركت مؤثر و آگاهانه آحاد مردم در صحنه و در يك فرآيند مسالمتآميز ميباشد.
ـ الحمدا... تاكنون پيگيريهاي ستاد موفقيتآميز بوده و تحسين مردمان دلسوز استقلالطلب و توسعهخواه غرب مازندران را به دنبال داشته و به عناوين مختلف ابراز محبت و سپاسگذاري، دليل بر مدعاست.
ـ با كمال افتخار و احترام به افكار عمومي تا حصول نتيجه نهايي در جهت استقلال غرب مازندران و ايجاد استان جديد تلاش خواهيم كرد.
ـ مهمترين ثمره استقلالخواهي و توسعه طلبي مردمان غرب مازندران عليرغم وقفه 30 ساله اينست كه شهروندان اين ديار آموختهاند كه راه پيگيري حقوق پايمال شده و مطالبات به حق، بيداري و هوشياري است.
ـ بايد حركت كرد و حق را مطالبه كرد.
ـ داشتن يك زندگي مطلوب انساني و برخورداري از حقوق شهروندي مطالبه كردن و خواستن است. نبايد توقع داشت هميشه حق را هديه دهند، بلكه بايد آموخت كه حق را جستجو و مطالبه كرد. بنظر ميرسد مردمان غرب مازندران براي حقخواهي و رسيدن به هدف، بايد فعالتر و مسئولانهتر برخورد نمايند و با جديت، قاطعيت و پشتكار بيشتر در راه استقلال و توسعه غرب مازندران پايداري كنند و در صحنه حضور مؤثر داشته باشند و مطمئن باشند كه:
هر كه نان از عمل خويش خورد!
بنيهاشميان
دبير ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
آبان 85
بسمه تعالي
عزم قطعي مردم براي ايجاد استان جديد در غرب مازندران
فرياد استان، استان مردم در شهرستانهاي نوشهر، چالوس،تنكابن در سفر رياست جمهوري به غرب مازندران و به هنگام حضور در جايگاه تجمع مردمي براي ديدار از مهمترين، اساسيترين خواسته و بهتر بگويم شاديبخشترين خواسته مردمي بود كه در شعارها، طومارها و تراكتها بيان شد و همچنين در بيان رياست جمهوري برجسته گرديد و غرب مازندران را مصمم كرد كه مطمئنتر براي احقاق حقشان تلاش كنند.
خوشبختانه وحدت و يكپارچگي مردم در بيان خواسته بحق و مشتركشان در ارتباط با ايجاد استان جديد به آنان كمك كرد تا نظر مساعد رياست جمهوري را در پيگيري اين امر مهم جلب و عزمشان را در تأسيس استان جديد در غرب مازندران جزم و قطعي نمايند.
درك ما اينست كه زمينه و بستر خوبي فراهم گرديد كه ميتواند شرايط را براي تحقق استان جديد در غرب مازندران هموارتر نمايد و زودتر از آنچه تصور ميشد اين خواسته بحق مردمي به سرانجام برسد.
مسلماً تأخير و يا اتخاذ شيوه و طريق ديگر غير از ايجاد استان جديد پديدهاي ناميمون و نامبارك خواهد بود و التهاب ايجاد شده براي استيفاي حقوق مردم غرب مازندران شديدتر ميگردد.
اعتقاد داريم كه با تكيه بر واقعگرايي و واقعبيني ميتوانيم به خواسته بحقمان برسيم. الحمداله مردم غرب مازندران راه دستيابي به تأسيس استان جديد را شناختهاند و حاضر نيستند ديگر قيمت چشمپوشي از حقشان را بپردازند.
تأكيد ميشود مردم غرب مازندران از هماكنون مزه استقلال، رشد، توسعه و آباداني را در ايجاد استان جديد احساس ميكنند و به هيچ قيمتي راضي به دست كشيدن از اين خواستهشان نيستند و هرگونه زمزمه ديگر در مورد اين خطه را محكوم و مردود ميدانند.
بني هاشميان
دبير ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
اسفند 85
بسمه تعالي
استقلال غرب مازندران راهي كه به توسعه ميانجامد
ـ اتفاقاتي كه اخيراً در راستاي ايجاد استان جديد در غرب مازندران افتاد، آنقدر واجد اهميت است كه مردمان علاقمند به توسعه را به تفكر و انديشه واداشته است.
ـ مردماني كه ساليانه متمادي در اين ديار زيستهاند و فراز و نشيب آنرا شنيده و ديدهاند و همواره انديشه توسعه غرب مازندران را به اشكال مختلف دنبال نموده و ديگر راضي نيستند به وضعيت عقبماندگي و محروميت آن بياعتناد باشند.
ـ از زماني كه در سال 1355 و پس از آن در سال 1358 اولين حركتها براي استقلال غرب مازندران آغاز شد و متعاقب آن طي 30 سال هرگاه خواسته و مطالبهاي مطرح شد با دل بستن به وعدهها با ارايه راهكارهاي سلبي و عدم بهرهگيري از راهكارهاي ايجابي به فراموشي سپرده شد.
مسلماً در اين ارتباط دولتمردان و هم مردمان اين ديار مقصرند. اما در ابتداي سال 85 حركتي جمعي و كارشناسانه با آسيبشناسي شروع گرديده و همگي مصمماند با بهرهگيري از توان كليه نيروهاي انساني با ديدگاههاي مختلف و صرفاً با انگيزه توسعه غرب مازندران دور هم جمع شوند و با بحثهاي كارشناسي به سامانيابي آن يعني استقلال و تأسيس استان جديد كمك نمايند.
ـ دو همايش برگزار شده و استقبال پرشور و مؤثر مدعوين نشانگر آرمانخواهي اجتماعي مردمان اين مناطق است.
ـ اكنون آحاد مردم، فقط به رويكردهاي توسعه در ابعاد اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي با تغيير ساختار يعني ايجاد استان جديد ميانديشند و ديگر راضي به وضعيت موجود نيستند و به وعدههاي مسئولين دل نميبندند.
انگيزه توسعه غرب مازندران به مردمان اين ديار كمك ميكند تا با بهرهمندي از فضاي ايجاد شده در كشور در ارتباط با تحقق مطالبه به حق مردم به شايستگي اقدامهاي بعدي را تا حصول نتيجه دنبال كنند.
ـ آنچه براي مردمان غرب مازندران مهم است، اينست كه صرفاً در سايه استقلال ميتوانند به توسعه برسند و از محروميتها و عقبماندگيهاي ناشي از عدم استقلال و وابستگي در طول ساليان متمادي كه باعث دلآزردگي شده است، نجات يابند.
ـ تاريخ گذشته حاكي از آن است كه زماني غرب مازندران تحت عنوان محال ثلاث تنكابن (رويان ـ رودسر) از ولايات مستقل كشور بحساب ميآمده و از حكومت مركزي فرمان ميبرده و نامي در كشور پهناور ايران عزيز داشته است و از زماني كه وابستگي به مازندران پيدا كرده، روزبروز از روند رشد و توسعه دور و عقب نگهداشته شده است و همواره حسرت دوران استقلال را به دل داشته و با ضرس قاطع به جهت تجربه استقلال گذشته و همچنين تجربه تأسيس استانهاي جديد در كشور فقط و فقط خواهان استقلال و ايجاد استان جديد در غرب ميباشد و ميداند كه با اينها راهي بسوي توسعه پيدا ميكند.
بني هاشميان
دبير ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
بسمه تعالي
اهل غرب مازندران هستم
ـ اهل غرب مازندرانم. دوره كودكي، زمان وابستگي و بيمسئوليتي و همچنين دوران نوجواني و جواني، زمان انديشيدن، تصميمگيري و مسئوليت زندگي خود و ديگران را در اين ديار به سر برده و ميبرم. غرب مازندران را دوست دارم و با احساس عميق رشد و توسعه آن را خواهانم و علاقهمندم در اين جهت، گامهايي با همانديشي وهمراهي تمامي مردمان بردارم.
ـ الحمدا... محيط اجتماعي خود را ميشناسم.
ـ شناختي حاصل از زندگي در غرب مازندران تؤام با شناختي كه از طريق تعليم و تربيت و مطالعه رفتار انسانها و زندگي مردمان و تحولات آن بدست آمده است.
ـ آري، شناخت تجربي و علمي به آدمي، توانايي ميبخشد تا شرايط زندگي خود و ديگران را بهتر شناخته و براي تحقق اهداف زندگي فردي و اجتماعي راههاي سنجيده را برگزيند.
ـ ميدانيد كه انسان بالطبع موجودي اجتماعي است. خواسته و نيازهايش او را به برقراري روابط اجتماعي سوق ميدهد و موجب تداوم حيات ميشود. انسانها در كنار هم به جهت تداوم زندگي، هنجارها و ارزشهاي اجتماعي خاصي را دنبال ميكنند و از تحقق اهداف لذت ميبرند و احساس خشنودي مينمايند و گاهي هم براي به نتيجه رسيدن آنها فداكاريها ميكنند.
ـ افراد انساني براي زندگي جمعي، هنجارها و ارزشهاي آن را ميپذيرند بعنوان نمونه: سالهاي سال استقلال و ايجاد استان جديد در غرب مازندران بعنوان يك ارزش و هنجار دنبال شده و به خواست ملي تبديل شده است.
ـ بواقع امروزه كسي كه خود را غرب مازندراني ميداند با پذيرش استقلال و ايجاد استان جديد بعنوان يك ارزش:
1- خود را ملزم به دفاع از اين خواست جمعي و مردمي ميداند.
2- از رشد، توسعه و تعالي آن خرسند ميشود.
3- از افراديكه از اين واقعيت انكارناپذير فرار ميكنند، خشنود نيست.
4- از حاكمان و بزرگان توقع دارند كه به خواستشان توجه كنند و در جهت تحقق آن اقدام مؤثر انجام دهند.
ـ احساس مشترك مردمان غرب مازندران در ارتباط با تأسيس استان جديد ستودني است.
اينكه پديده ايجاد استان جديد در غرب مازندران براي ساكنان اين ديار مهم و مطلوب تلقي ميگردد و به عنوان ارزش اجتماعي دنبال ميشود، دقيقاً در جهت رفع محروميت و رسيدن به عمران و آباداني ميباشد.
ـ هر يك از افراد انساني در اين گروه بزرگ يعني جامعه غرب مازندران نقش خود را با شناخت و به عنوان يك وظيفه دنبال نموده و سعي مينمايند به نحو احسن آنرا به انجام برسانند و مطمئن هستند كه نقش مختلف افراد انساني به يكديگر وابسته بوده و در همديگر تأثير ميگذارند و به آنها در دستيابي به هدف مشتركشان كمك مي كند و بيتفاوتي و نقش خود را ايفا نكردن و يا به ديگري واگذاردن به صلاح و صواب افراد و جامعه انساني غرب مازندران نيست.
ـ بنابراين بعنوان عضو كوچكي از غرب مازندران توصيه مينمايم هريك از افراد انساني با توجه به توان خويش با هماهنگي گروه اجتماعي، نقشي را بعهده گرفته و متناسب با نقش كاري را انجام دهد و به وظيفه انساني خويش عمل نمايد.
انشاءا... كليه نقشها و كارها در جهت تحقق هدف مشترك يعني استقلال و ايجاد استان جديد در غرب مازندران به پيش رود و با شادماني توسعه غرب مازندران را با ساختاري جديد و راهبردي اساسي دنبال نمائيم و افتخار كنيم كه غرب مازندراني هستيم.
بني هاشميان
دبير ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
بسمه تعالي
ما تا آخر ايستادهايم
ـ مثل روز روشن است كه مردم غرب مازندران ايجاد استان جديد را تجربه ميكنند.
ـ مردم غرب مازندران با اعتقاد و باور اين قضيه را دنبال ميكنند، با انگيزه و با ارادهاند و دشواريهاي آنرا دقيقاً ميدانند.
ـ مردم غرب مازندران ميدانند كه امري مهم، بزرگ، حساس و پرمشكل اما ممكن يعني تأسيس استان جديد را دنبال ميكنند و در قبال آن علاوه بر لحاظ فاكتورهاي برشمرده بالا صبر، تحمل و بردباري از خود نشان ميدهند.
ـ مردم اين سامان از آنجائيكه صرفاً نشانههاي رشد و توسعه در غرب را در سايه ايجاداستان جديد ميبينند، بر اين خواسته بحقشان اصرار دارند و با اميدواري به آيندهاي روشن در غرب مازندران، چشم انتظار توجه ويژه حاكماناند.
ـ مردم اعتقاد دارند دولتمردان و مردم در نظام جمهوري اسلامي، حق متقابل دارند. فلذا در تمامي عرصههاي 28 ساله انقلاب و نظام اسلامي از جمله دفاع مقدس، راهپيماييها، دوران سازندگي و امروزه در بحث انرژي هستهاي و ... حضور فعال داشته و بارها و بارها تشكر و سپاس مسئولين را در پرونده خودبه ثبت رساندهاند و در مقابل توقع و انتظار دارند حاكمان به رأي و نظرشان احترام بگذارند، با آنان نزديك و يكرنگ باشند و آنها را به تعبير زيباي حضرت امام خميني(ره) ولي نعمت خود بدانند و به وظيفه خودشان در قبال مردم به شايستگي عمل كنند.
ـ بواقع امروزه ديگر نوبت دولتمردان است كه شجاعانه و حقمدارانه به اراده و تصميم مردم غرب مازندران گردن بگذارند و اصالت مردمي بودن خويش را ثابت كنند.
ـ مردم غرب مازندران بر اين عقيدهاند كه: «ما تا آخر ايستادهايم» و لحظهاي از پاي نمينشينيم و تا دستيابي به حقوقمان از هيچ كوششي دريغ نميكنيم.
ـ ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران به جهت اقبال خوب مردمي و تقاضاهاي مكرر آنان با خلوص و از سر صدق با نام و ياد حضرت حق اين كار ارزشمند مردمي را دنبال و هدفمند اين وظيفه و مسئوليت انساني و الهي را تا حصول نتيجه پيگيري مينمايد و معتقد است كه مردم تعيينكننده نهايي اين موضوع يعني تأسيس استان جديد در غرب مازندران هستند.
ـ الحمدالله تاكنون ستاد موفق بوده، انديشه و فكر استاني شدن غرب مازندران را از حالت پوشيده و مخفي به حالت آشكار و علني در قالب برگزاري همايشها، نامه نوشتنها، مقالهها، طومارها و انعكاس در مطبوعات و بويژه طرح موضوع در سفر دولت نهم در اين ديار و سامان تبديل نمايد و هرچند با پيش شرط انحرافي از طرف رئيس دولت نهم روبرو شد اما بواقع موفقيتآميز بود يعني دولت و مردم بطور كلي درگير اين موضوع مهم و اساسي در غرب مازندران شدند و به ناچار بايد چاره اساسي بيانديشند.
ستاد پيگيري مرحله دوم كار را نيز با نام پروردگار منان با نشست با نخبگان و جمعهاي مردمي در غرب مازندران آغاز و انشاءالله با فراخوان مقاله و برگزاري همايش به اتمام ميرساند و مرحله سوم كه مهمترين مرحله كاري است با نام رب شروع و به لطف حضرت حق به انجام خواهد رسيد. چگونگي شيوه عمل متعاقباً اعلام ميگردد.
اين ستاد نيز همراه و همگام با مردم فرياد برميآورد كه:
«ما تا آخر ايستادهايم»
بني هاشميان
دبير ستاد پيگيري استان جديد در غرب مازندران
اسفند 85
بسمه تعالي
ضرورت و اهميت نقش مردم
از مهمترين ويژگي نظام جمهوري اسلامي ايران، مردمي بودن آن است. مردم نظام را خودشان ايجاد كردند و نسبت به آن احساس مسئوليت دارند و در تمامي عرصهها، پشتيبان نظام هستند. پشتوانه مردمي و حمايت همهجانبه از نظام سبب اطمينان خاطر حاكمان و دولتمردان براي كار، فعاليت و خدمات مضاعف ميگردد.
حاكمان و دولتمردان بايد از اين پشتوانه مردمي به نحو شايسته پاسداري نموده و همواره به رأي و نظر مردم احترام بگذارند و بستر حضور فعالانه و آگاهانه مردم در تعيين سرنوشت و دخالت شايسته در امور را ايجاد كنند و اجازه ندهند به نحوي از انحاء زمينههاي بياعتنائي به مردم در عرصههاي اجتماعي و ... فراهم شود.
از منظر حضرت امام خميني(ره) ملت نقش اصلي و اولي را در روي كارآمدن حكومت و بقاي آن دارند. اگر حكومت از اين پشتوانه در جهت صحيح استفاده ننمايد و سعي در بيتفاوت كردن مردم در تعيين سرنوشتشان داشته باشد؛ بيشترين آسيب را خواهد ديد.
حضرت امام (ره) ميفرمايد: يك كشور وقتي آسيب مي بيند كه ملتش بيتفاوت باشند. مقام معظم رهبري نيز مسئولين نظام را مظهر اراده ملت ميدانند.
فلذا دولتها و حاكمان بايد بكوشند مردم را در صحنه نگه دارند و آنان را نسبت به سرنوشت خويش حساس نمايند تا اينكه بقاي حكومت و دولت را تضمين كنند. همواره صداقت در گفتار داشته باشند؛ قول و فعلشان منطبق باشد و در جهت تسخير قلبها تلاش كنند و هرگز احساس قيم مآبي نسبت به مردم نداشته باشند. مردم را دوست بدارند و در جهت يك زندگي سالم و مطلوبشان تلاش كنند و معتقد باشند كه قدرت مردم تعيينكننده نهايي خواهد بود طبيعي است كه عدم توجه به نظرات و خواستههاي مردم موجب ميشود؛ دچار مشكل شوند و آسيب ببينند و در مواقعي نيز بروز و ظهور مردم را متفاوت از گذشته و بدور از پيشبينيهاي خودشان ببينند. بيشك به تمسخر گرفتن خواست و اراده ملت وضعيت را بدتر ميكند.
دولت مردمسالار و منتخب مردم؛ همواره به اراده و خواست ملت